تبلیغات
من و خدایم(دفتر دلتنگی های من ) - مطالب تیر 1396
 
من و خدایم(دفتر دلتنگی های من )
سه شنبه 20 تیر 1396 :: مهسا ...

خیلی دلگیرم

نمی دونم

یا نه بهتره بگم می دونم

همیشه پرفکت بودن عالی نیست

از دست خودم عصبیم

امروز با مادرم رفتار درستی نداشتم

چجوری می شه پرفکت بود و خوب نبود؟

من امروز خوب نبودم با مادرم خوب نبودم

نمی گم باید ساده بود نه! باید خوب بود..

باید محکم راه رفت باید محکم ایستاد باید محکم حرف زد ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 16 تیر 1396 :: مهسا ...

دنیای وارونه شاید دنیایی باشد که در آن از صبح تا شب کار می کنی و بعد بر می گردی خانه

غر می زنی ، می خوری عصبی می شوی و می خوابی

و صبح دوباره بیدار می شوی

و روز از نو و روزی از نو

نه فکر می کنی

نه ککت می گزد

ادامه می دهی

تا کی؟؟؟

تا کی طوطی وار باید ادامه داد

کمی اندیشه لازمم

کمی تغییر لازمم

کمی دنیای ناوارونه می خواهم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 9 تیر 1396 :: مهسا ...

انگلیسی یا فارسی بودن عنوان زیاد مهم نیست اما وقتی می خوای از تغییرات حرف بزنی چه بهتر که تغییرات رو از عنوان شروع کنی

می خوام تغییر کنم

آخه یه چیزی هست که باید بهش ایمان داشته باشم

اول و شاید هم آخر اینکه من چیزی برای کم بودن اعتماد یه نفسم ندارم

چرا باید این همه اعتماد به نفس کمی داشته باشم؟

مگه من چی کم دارم از بقیه ؟؟

اصلا یه قانونی از الان باید توی زندگی من حاکم باشه!!! و اون هم اینه که در مورد هرچی که فکر می کنم نسبت به بقیه کمتر دارم و یا ندارم فکر کنم و اگر معقول بود که داشته باشم بدستش بیارم و در غیر این صورت به نداشتنش افتخار کنم...

خوب این هم از این ...

باید به سلامتیم بیش از پیش اهمیت بدم

به مادرم و به پدرم بیشتر از پیش توجه کنم

به خوردم حتی..

حسادت رو بذارم کنار آره حسادت.. نمی تونم با خودم رو راست نباشم من آدم حسودی هستم .. به خیلی چیزا حسادت می کنم.. فقط به روی خودم نمی یارم ...

شکر گذار باشم ... خدا رو شکر چیزهای زیادی برای شکرگذاری دارم ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 تیر 1396 :: مهسا ...

برای خودمم عجیبه از حس خوب نوشتن

اما واقعیت داره این حس

حس بدی که سال پیش ماه رمضون داشتم امسال و امروز با ختم قرآن دیگه ندارم

درسته بهره ی درستی از این ماه مبارک نبردم اما لااقل رسم دیرینه رو بجا اوردم

اشتباه کردم ب وسعت بینهایت

می دونی چیه؟ خوشحالم

خوشحالم که برادر دارم... خواهرانی دارم که از صمیم قلب دوستشون دارم و دوستم دارن

پدر و مادری که حاضر جون بدن برای من و خواهرانم

و اینها به هیچ وجه چیز اندکی نیست

و از همه ی اونها بهتر اینکه سالمیم

سالم

با ارش ترین کلمه ی موجود

با خودم فکر می کنم چقدر آدم ناشکری بودم ...

خدایا سپاس

سپاس

سپاس





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مهسا هستم، بیش از23 سال از زندگیم در این دنیای خاکی می گذره و زندگیی دارم پر ز خطا و اشتباه!
در ذهنم افکاری می گذره که نه بیان اونها راحته و نه درک اون برای هرکس ، فقط همین رو بگم که دنیایی دارم متفاوت!
گاهی دلم پر می شه و بینهایت احساس تنهایی می کنم اون وقته که می یام اینجا و بدون حتی لحظه ای اندیشه فقط می نویسم
در این وبلاگ فقط چیزهایی که از دهنم می یاد و با دستام بر روی کیبرد فشرده می شه نوشته می شوند.
مخاطب خاصی ندارم اما اکثر اوقات تنها شنونده پر حوصله خداوند رو مورد خطاب قرار می دم و این به من آرامشی می ده بینهایت!

مدیر وبلاگ : مهسا ...
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :