تبلیغات
من و خدایم(دفتر دلتنگی های من ) - دروغ
 
من و خدایم(دفتر دلتنگی های من )
چهارشنبه 23 مرداد 1392 :: مهسا ...
دلم یک دنیا دروغ می خواهد
می خواهد دروغ بگوید
بگوید همچی آرام است
مشکلی وجود ندارد
همه چیز روبه راه روبراه است
در ذهنم مشغله ای جز درس ندارم
راستی آدم خوبی شدم و افکارم را به چیز های خوبی سوق داده ام
پدر بزرگم مانند همیشه دغدغه ی دیر رسیدن به نماز جمعه را دارد
و مادر بزرگ زنبیل قرمز رنگ خود را به دست گرفته تا برای نوه هایش خرید کند
مادرم گوشه ای در حال استراحت است و دلنگران خواهرم چرا که 1 دقیقه از زمانی که همیشه به خانه می آمد گذشته است
پدرم زود تر به خانه آمده است تا وقتی را با فرزندانش بگذراند
دختر خاله ی عزیزم امده تا با هم بازی کنیم ، گپ بزنیم و چیزی بخوریم..
برادرم طرح رفتن به بیرون برای صرف شام را در ذهنش می پروراند ...
وای خدای من صدای خنده همه جای خانه را فرا گرفته است ..
به زودی عمه کوچیکه هم ازدواج  می کند نامزد کنونی اش از همه لحاظ  بی نظیر است ..
و...
دلم یک غریبه می خواهد تا به او بفهمانم که چقدر خوشبختم
دلم غریبه ای می خواهد که رو در روی من بنشیند به تمام دروغ های ریز و درشت من گوش فرا دهد و ته دلش به آن همه خوش بختی حسادت کند...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 مرداد 1392 01:37 ق.ظ
message
مهسا ...متوجه نمی شم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




مهسا هستم، بیش از23 سال از زندگیم در این دنیای خاکی می گذره و زندگیی دارم پر ز خطا و اشتباه!
در ذهنم افکاری می گذره که نه بیان اونها راحته و نه درک اون برای هرکس ، فقط همین رو بگم که دنیایی دارم متفاوت!
گاهی دلم پر می شه و بینهایت احساس تنهایی می کنم اون وقته که می یام اینجا و بدون حتی لحظه ای اندیشه فقط می نویسم
در این وبلاگ فقط چیزهایی که از دهنم می یاد و با دستام بر روی کیبرد فشرده می شه نوشته می شوند.
مخاطب خاصی ندارم اما اکثر اوقات تنها شنونده پر حوصله خداوند رو مورد خطاب قرار می دم و این به من آرامشی می ده بینهایت!

مدیر وبلاگ : مهسا ...
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :