تبلیغات
من و خدایم(دفتر دلتنگی های من ) - نه من آدم بشو نیستم
 
من و خدایم(دفتر دلتنگی های من )
دوشنبه 11 خرداد 1394 :: مهسا ...
نمی دونم
واقعا نمی دونم چرا من اینجوری شدم
دلم برای خودم
برای خودِ خودِ خودم تنگ شده
همون مهسای دبیرستانی
همون مهسایی که سادگی ازش موج می زد
من الان چی دارم تو این زندگی
جز مزخرف بودن
و یک عشقی که می دونم ارزششو ندارم
دارم عذاب می کشم
می دونم از طرف اطرافیانم چقدر برای اون زیادیم
هیچکی به اندازه ی خودم نمی دونه که ارزش اون بالاتر از منه خیلی بالاتر از من
دارم این تو این دوگانگی خودم غرق می شم
دارم از بلاتکلیفی خودم و بلاتکلیف گذاشتن یکی دیگه دیوونه می شم
خدای من تو که بهتر از همه کسی می دونی چی می گم
کمکم کن از این تناقضات نجات پیدا کنم کمکم کن خودم رو پیدا کنم
کمکم کن گذشته رو فراموش کنم کامل کامل
کمکم کن همچون دختر درون رویاهام با صفحه ای سفید از زندگی گذشتم به زندگی ادامه بدم
نه ولی نه نمی خوام خیلی چیزها حذف شه
بهم قدرت درک این موضوع که گذشته گذشته و در اینده من جایی نداره رو بده
بهم کمک کن که توبه کنم و با هیچ عدابی زندگی کنم
کمک کن قدر عشق رو بدونم و با ندونم کاری هام خرابش نکنم
من ایندم رو به دست خودت می سپارم و بی هیچ امیدی از من ازت می خوام منو رو مورد آزمایش قرار ندی
ازت می خوام به خاطر پاکی فردی که دوست دارم همراه آینده زندگیم باشه توی این دنیا جواب ندونم کاری هام رو ندی
ازت می خوام من رو به همون دختر پاک دبیرستانی برگردونی به کسی که با اطمینان و پاکی و صداقت به تنها هدف نشانه گذاری شدش فکر می کنه
دلم برای خودم تنگ شده
بی صبرانه منتظر ماه رمضانم
ماهی که حس می کنم متفاوت تر از هر سال باشه
همراهم باشم
بهت ایمان دارم به همون اندازه که به خودم هیچ ایمانی ندارم
تو باید همراهیم کنی و مسیر زندگیمو تغییر بدی
فرصت چندانی برای خودم نمی بینم
عاجزانه ازت طلب کمک می کنم ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 خرداد 1394 11:08 ب.ظ

انقد غصه نخور . . .
مهسا ...نمی تونم کاش می شد غصه نخورد
دوشنبه 11 خرداد 1394 10:56 ب.ظ
بازی زندگی؛ بازی بومرنگ هاســـت

و پندار و کردار و سخنان انسان ؛ دیر یا زود

با دقتی حیرت انگیــــز

به سوی خود او

باز می گردد ...

سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
دوشنبه 11 خرداد 1394 10:42 ب.ظ
بازی زندگی؛ بازی بومرنگ هاســـت

و پندار و کردار و سخنان انسان ؛ دیر یا زود

با دقتی حیرت انگیــــز

به سوی خود او

باز می گردد ...

سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




مهسا هستم، بیش از23 سال از زندگیم در این دنیای خاکی می گذره و زندگیی دارم پر ز خطا و اشتباه!
در ذهنم افکاری می گذره که نه بیان اونها راحته و نه درک اون برای هرکس ، فقط همین رو بگم که دنیایی دارم متفاوت!
گاهی دلم پر می شه و بینهایت احساس تنهایی می کنم اون وقته که می یام اینجا و بدون حتی لحظه ای اندیشه فقط می نویسم
در این وبلاگ فقط چیزهایی که از دهنم می یاد و با دستام بر روی کیبرد فشرده می شه نوشته می شوند.
مخاطب خاصی ندارم اما اکثر اوقات تنها شنونده پر حوصله خداوند رو مورد خطاب قرار می دم و این به من آرامشی می ده بینهایت!

مدیر وبلاگ : مهسا ...
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :